تبليغاتX
هاتفی از گوشه میخانه

میزان آهستگی رابطه ای مستقیم با میزان یادآوری و میزان سرعت ،رابطه ای مستقیم با فراموشی دارد.

کجای این زمانه ایستاده ایم؟اآهنگ زندگی مان از کجا ضرب می گیرد؟آیا نه سکوت است که والاترین قطعات موسیقی را جاودانه  ساخته است؟این مکث ها ی گمشده در زندگی مان چه میشود؟کجامی رود؟کدام میزان را در زندگی نادیده گرفته ایم که زندگی مان دارد لای هشت لا چنگ های بی وقفه  ، لای نت های سیاه ِکوبنده گم می شود،آیا همان جا روی صفحه نت مقابلمان،صفحه نت زندگی مان را می گویم ،میان آن همه نت کوبنده و ضربی یا نت های کشدار و یکنواخت ،هیچ سکوتی نبود؟مکثی، مجالی ،دمی ،فهمی ،اندیشه ای یا حسی ،اصلا آیا ما زنده ایم ؟

بد نیست بار دیگر نگاهی به قطعه روبرویمان بکنیم،نت هایش را بلند بلند بخوانیم و ادا کنیم حتی با پایما ن ریتم بگیریم ولی اینبار در هر کجای هر کدام از میزان ها سکوتی بود که هست سکوت کنیم حتی اگر سکوتِ گرد ِسفیدی به اندازه تمام یک میزان باشد،سکوت کنیم تا در آهستگی به یاد آوریم آهنگ بودنمان را،سکوت کنیم تا ببینیم ،بشنویم ،اندیشه کنیم ،حس کنیم که کجای این زمانه ایستاده ایم ،سکوتمان شاید مهلتی بشود برای شدنمان ،برای آمدن یک ریتم تازه ،برای...

و اگر  نکنیم این چنین ،سرعت سوار بر ما خودمان را هم به فراموشی می بردو باور کنیم که دیگر نیازی به تخیل جنگ آدمی با ماشین که یکی از ابزار سرعت و شتاب است نیست ،این جنگ مدتی است که شروع شده و شاید حتی امروز در اوج باشد،شکی نیست که شکست در انتظارمان است اگر سکوت نکنیم وبه یاد نیاوریم واگر لحظات را مزه مزه نکنیم،اگر...

 

و این چنین هاتفی از گوشه میخانه مرا به میهمانی سکوت آورده و جای شما خالی نیست،که یادتان سبز است در دلمان ،نشانه اش هم  همین است که هاتف مرا ما مور کرد ه تا  در این خانه متن دعوتنامه ای به مهمانی سکوت را  بگذارم تا در این بزم در آیید.

توضیحات:

بنا بر طبیعت میخانه که مامن هاتف است واضح است که استفاده از عناصرتئوری موسیقی در زبان اش به کار آید،اگر جایی از کلامش نا مانوس است ،شرمندگی و خجالتش با من ،زبان هاتف است دیگر در عوض  مژده تا ن بدهم که به بزم که در آیید می بینید که چه دستی هم در عمل دارد.

 

+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 2:10 توسط لی لا ایزدپناه |